نازک دل
چرا غمگینی نازکدل
کجا رفت طرح لبخندت؟
کی تار و پودتُ برچید
جی شد ابروی ِ پیوندت؟
کی شونه خالی کرد از عشق
که افتادی ، زمین خوردی
کدوم آفت تو رُ بوسید
که ساقه ساقه پژمردی
هوا ، ابریُ بارونی
تو چتری دس نمیگیری
گل ِ زیبای نازکدل
چه آسون داری میمیری
تماشا کن ، که اهل ِ دل
تو رُ زیر ِ قلم بردن
ترانه ساختن از اسمت
فروختن آب و نون خوردن
بنای ِ عشق و همسقفی
فقط در حد ِ یک حرفه
به قله اعتمادی نیست
که تا گردن توی برفه
چرا تنپوش ِ تو تنها
سفیدی ِ کفن باشه
بذار دستاتُ تو دستام
که مرگت ، مال ِ من باشه
سال نو مبارك
كنسرت عليرضا عصار با موفقيت هرچه تمامتر به پايان رسيد عليرضا عصار توانست بعد از ۴ سال مجددا در كنار فواد حجازي سالن را مملو از تماشاچي كند. وطي ۵ اجرا ۱۵۰۰۰ نفر را به تالار وزارت كشور بكشاند اين كنسرت براي من هم تجربه خوبي را رقم زد اگرچه در ابتدا قرار بود با ۴ ترانه در اين كنسرت حضور داشته باشم اما بنا به دلائلي فقط ۱ ترانه جديد از من اجرا شد اما همان يك ترانه هم كار خودش را كرد من فكر مي كنم براي يك ترانه سرا هيچ احساسي شيرين تر از اين نيست كه ۱۵۰۰۰ نفر جلوي چشمانش عاشقانه ترانه اش را زمزمه كنند در كنسرتهاست كه مي شود فهميد ترانه سرايي يعني چه؟ ترانه بايد به دل مردم بنشيند همين و بس چون اين مردم هستند كه سينه به سينه ترانه ات را ماندگار مي كنند نه ۴ تا منتقد ! در پاسخ به دوستاني كه انتقاداتي را به اين كنسرت و اجراهاي عليرضا عصار و فواد حجازي و بچه هاي اركستر و ترانه من وارد كردند بايد بگويم :
صداي تشويقها انقدر بلند بود كه متاسفيم نتوانستيم صداي ديگري را بشنويم ...!

