خبر به دورترین نقطهی جهان برسد
نخواست او به من ِ خسته ــ بی گمان ــ برسد
شکنجه بیشتر از این ؟ که پیش ِ چشم ِ خودت
کسی که سهم ِ تو باشد ، به دیگران برسد
چه می کنی ؟ اگر او را که خواستی یک عمر
به راحتی کسی از راه ناگهان برسد، ...
رها کنی برود از دلت جدا باشد
به آن که دوست ترش داشته، به آن برسد
رها کنی بروند و دوتا پرنده شوند
خبر به دورترین نقطهی جهان برسد
گلایه ای نکنی ، بغض ِ خویش را بخوری
گه هق هق ِ تو مبادا ... به گوششان برسد
خدا کند که ... نه! نفرین نمی کنم ... نکند
به او که عاشق ِ او بوده ام ــ زیان برسد
خدا کند فقط این عشق از سرم برود
خدا کند که فقط ، زود آن زمان برسد
کتاب عشق قابیل است
اثر مرحومه نجمه زارع
بارسلونا ۲ منچستر ۰
تو سرخ پوشی ، من ولی راه راه
تو منچستری ، من بارسلونا
دلم برای منچستر و سر آلکس فرگوسن سوخت...
دوستان عزیز کامنتهایی که در وبلاگ طرفداران سیاوش قمیشی به اسم من و با شماره تلفن من گذاشته شده ، من نیستم! امیدوارم دوستان سرعقل بیایند و دیگر مرتکب چنین رفتارهای کودکانه ای نشوند .
ترانه قدیمی
یکی نیس بِهِت بگه آهای خدا
دیگه این دنیا چی بود آفریدی
بگو از اومدن و رفتن ِ ما
چی بجز هالهای از غبار دیدی
بس که گشتم دنبال ِ نشونهها
کفِ پاهام دیگه ساییده شده
این ستون تا اون ستون فَرَج نشد
نصف و نیمه خشتِ من چیده شده
نکنه آدم حساب نمیکُنیم
گندم ِقسمتِ من پیش ِکیه؟
هرجا میرسم میگن دیراومدی
ظلم ِاین و اون به من واسه چیه
رنگِ پوستَمَم سیا نیس که بگم
زیر ِدستِ یه سفیدپوس اسیرم
یَقِهی شیطون دیگه پاره شده
حقُ از کی، با کدوم دَس بگیرم؟!
دستِ راستمُ جلو که میبَرَم
یه کم آزادیمم از من میگیرن
سهم ِدستِ چپِ من بادِ هواس
رویاهام جلوی چشمام میمیرن
همیشه از بهترین آرزوهام
بدترین خاطره واسم میمونه
کسی رُ که دوس دارم جدا میشه
کسی رُ که نمیخواسم میمونه
لحظهها خوب بلدن که که روز و شب
تنمُ زیر ِشکنجه بِبَرن
آدما تو صَف میمونن ساعتا
که بلیطایِ تماشا بخرن
هفتهها، ماها وُ سالا بگذرن
من همینم که همینم که همین
بیشتراز این نمیشه قد بِکِشه
گُُلی که ریشه دوونده تو زمین
اگه توحُکم ِتَبَر بِهِم بدی
منُ به جریان بادم بسپری
بازم ازهزار پَر ِمن به یکی
هیچ جای ِستاره بَرنمیخوری
نمیخواسم روی خاک پا بذارم
چهجوری رو این هبوط حساب کنم
بیاراده صاحبِ پدر شدم
کاش بشه مرگمُ انتخاب کنم
آذر76

