تبليغاتX
شامی با براندو
شامی با براندو
ترانه و روزنوشت
دوشنبه بیستم مهر 1388 4:55 بعد از ظهر
 

 

وقتی پروین اعتصامی چند سال لنگ ِ مجوزه وای به حال ما ...

 

مست و هشیار (محتسب)

محتسب ، مستی به ره دید و گریبانش گرفت

مست گفت ای دوست ، این پیراهن است افسار نیست

گفت: مستی ، زانسبب افتان و خیزان می روی

گفت: جرم ِ راه رفتن نیست، ره هموار نیست

گفت: می باید تو را تا خانه ی قاضی برم

گفت : رو صبح آی، قاضی نیمه شب بیدار نیست

گفت: نزدیک است والی را سرای ، آنجا شویم

گفت: والی از کجا در خانه ی خمّار نیست

گفت: تا داروغه را گوییم در مسجد بخواب

گفت: مسجد خوابگاه ِ مردم ِ بدکار نیست

گفت : دیناری بده پنهان و خود را وا رهان

گفت: کار شرع، کار ِ درهم و دینار نیست

گفت: از بهر ِ غرامت جامه ات بیرون کنم

گفت: پوسیده است،جز نقشی زپود و تار نیست

گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه

گفت: در سر عقل باید بی کلاهی عار نیست

گفت: می بسیار خوردی ، زان چنین بیخود شدی

گفت: ای بیهوده گو ، حرف ِ کم و بسیار نیست

گفت: باید حد زند هشیار مردم ، مست را

گفت: هشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست

 

شعر : پروین اعتصامی

خواننده : علیرضا عصار

موسیقی : فواد حجازی

نوشته شده توسط افشين مقدم | موضوع: | لینک ثابت |

چهارشنبه هشتم مهر 1388 9:15 بعد از ظهر
 

 

فرضی

  

من ادامه می‌دهم به راه رفتن ِ فرضی

رو ی ریل ِ بی قطار ِ راه آهن ِ فر ضی

سوت می‌کشد سرم، ذغال‌سنگ، سوزن بان !

سوخت نقشه‌ام ، در آتش است موطن ِ فرضی

می‌رسم به او که نیست تا ببینمش، آخر

من نمی‌رسم به او در این رسیدن ِ فرضی

از هزار پیچ ِ اتفاق آمدم با زخم

تا که او بخیه... نخ نداد سوزن ِ فرضی

دوست دارمش، شبیه ِ فیلم‌های هالیوود

من بلیت می‌خرم برای دیدن ِ فرضی

در تخیلم ادامه می‌دهم به تصویر ِ ... 

او که حرف می‌زند همیشه با من ِ فرضی

یک شوالیه، کلاه خود، زین و برگ و اسب

واقعی است، منجی است یا نه، بتمن ِ فرضی !

او نجات داده است موش‌های ِ کوچک را

با پنیر ، از گرسنگی نمردن ِ فرضی

لوبیای سبز، سیب‌های سرخ ِ جادویی

باغ‌ها معلقند روی دامن ِ فرضی

عقل ِ من نمی‌رسد که چنگ می‌زنم در وهم

دست ِ من نمی‌رسد برای چیدن ِ فرضی

من شبیه ِ یک گلادیاتورم که می‌جنگم

در زمان ِ صلح با خودم و دشمن ِ فرضی

من ادامه می‌دهم و می‌رسم به پایانم

سایه‌ام که راه می‌روم پی ِ تن ِ فرضی

هیچ‌چیز جسمیت نداشت در جهان ِ من

روح بو ده‌ام زمان ِ س.. با زن ِ فرضی

 

 

 نکته :

۱- این غرل در وزن فاعلاتُ فاعلاتُ فاعلاتُ مفعولن سروده شده است که ریتمی تازه است و در هیچ یک از بحرهای عروضی وجود ندارد

۲- قافیه های استفاده شده در این غزل اکثرا شایگان هستند که در غزل کلاسیک جز در یک مورد شاعر اجازه استفاده از این نوع قافیه ها راندارد اما در غزل مدرن بلامانع است .

 

نوشته شده توسط افشين مقدم | موضوع: | لینک ثابت |

لينك باكس پنگوين Penguin Linksbox


 
Copyright © 2006 - Site bus: افشين مقدم & Designer: Hessam Sedaghati