يك روز سر خيابان تخت طاووس منتظر يكي از دوستان بودم تا باهم به استوديو برويم در حال صحبت كردن با تلفن همراه بودم كه ديدم دختري نسبتا بلند قد با آرايشي بسيار غليظ به من خيره شده، من كه از نگاههاي او بسيار متعجب شده بودم با تعجب بيشتر ديدم كه به سمتم مي آيد! رويم را به طرفي ديگر برگرداندم كه شنيدم كسي از پشت سر مي گويد ببخشيد برگشتم ديدم اوست تلفن را قطع كردم گفتم بفرماييد گفت اسم شما افشين نيست ؟! تعجبم بيشتر شد گفتم ببخشيد شما ؟! ديدم مشخصات بيشتري از من مثلا پدر و مادرم راهم می شناسد من كه واقعا شگفت زده شده بودم با خود مي انديشيدم كه اين دختر كيست كه تمام مشخصات من و حتي حياط خانه امان در شمال را هم به ياد دارد هرچه اصرار كردم خودش را معرفي نكرد گفت از من نخواه خودم و معرفي كنم گفتم چرا؟ گفت مي ترسم اگه بفهمي من كي ام پس بیفتی! من كه كنجكاوي ام گل كرده بود اصرار كردم او نام فاميلي را برد كه تا همين چند سال پيش در شمال همسايه ديوار به ديوار مابودند پسر خانواده كه چند سالي از من كوچكتر بود همبازي من بود و دخترها دوستان خواهرانم بودند كه البته چند سال قبل به شهر ديگري رفته بودند من كه با توجه به سن و سالش حدس زدم بايد زينب دختر كوچك آن خانواده باشد كه اكنون انقدر بزرگ شده با كمال تعجب گفت من محمدم ...!
دوجنسي
تا فردا وقت بده فك كنم مايلم آدمي تازه شم
با عوض كردن جنسييت وارد عالمي تازه شم
تا فردا وقت بده تكليفه خودم رو با تو روشن كنم
درصدي از خودم كم بشم مردي رو بدل به زن كنم
حرف زدن ساده نيس، سيميه دور ِ دندون ِ ارتودنسي
وقت بده فك كنه، آدم ِ نيمه مرد، نيمه زن، دوجنسي
بيش از اندازه عاشق شدم حوصله م از خودم سر مي ياد
اين عمل ساده نيس، از فردا جاي ريش، خط ِ لب در مي ياد
بررسي كردن ِ يك سري دغدغه هاي كوچك شده
پخت و پز، تختخواب، زايمان شايدم ترس ِ من بيخوده
وقت بده فك كنم كه منو توي چه حجابي مي بري
فلسفه ت چادر و مقنعه اس يا فقط مانتو و روسري
آغاز ِ زن شدن از كجاس؟! رشد ِ چند ميلي ِ ناخني ؟
رابطه هاي چند جانبه م با پسرها رو قطع مي كني ؟
تا فردا وقت بده به احمد بگم كه عروسي مي كنم
با مردا فقط دس مي دم با زنا، روبوسي مي كنم
تا فراد وقت بده فك كنم ...!

