تقدیم به دوستی که دیگر دوست نیست ...!

باج

 

لاف نمی زنم من، باج به تو نمی دم

شیر اگه رام شه ، تاج به تو نمی دم

باج به تو نمی دم ، که بَرده داری کنی

برهنه ای نمی خواد ، تو پرده داری کنی

اگرچه تیر ِ ناشی، خراش ِ یک ناخُنه

کوزه ای که بشکنه، آب و تلف می کنه

 رو گنج ِ دسترنجم  صد مار ِ خفته دارم

با هر درختم صلیب، دار ِ نهفته دارم

 برای کشتی ِ من ، تو نا خدا نیستی

بُت بودی و شکستی، دیدم خدا نیستی

 برابری نمی خوای ، برادری نمی خوام

باج به تو نمی دم به جنگ ِ با تو می یام