سرسنگین

 

 سرسگنین

 

چشماتُ بنداز تو چشام                                جَرَقِّه‌ی تازه می‌خوام

همیشه سرسنگین ِ من                               عشق ِ بی اندازه می‌خوام

 

دوباره بارون اومده                                       قايم شده خورشیدِ ما

چترتُ واکُن رو سَرَم                                     باهام آهسته را بیا

 

سر زنده‌ی سَفَر منم                                    جا‌مونده راه از آدما

نه دوستی هس، نه دشمنی                       خونه‌نِشین شده خدا

 

همه سوار ِ زندگی                                        من موندمُ پیاده رو

پشتِ سرم نگاهی نیس                                فقط باید بِرَم جلو

 

تقویمَمُ ورق بزن                                         ببین که چه سالی شده

چَن پشتِ ابر ِ گریه از                                  نگاهِ من خالی شده

  

خیابونا کِش اومدن                                      دیگه دارم سُر می‌خورم

به جای غُسل ِ آسمون                                تو دستِ خاک بُر می‌خورم   

 

کاسِه به دستِ حادثه                                   این در و اون در می‌زنم

اگه سراغ ِ من نیای                                     خودم بِهِت سر می‌زنم

 

                                                                                                            ۷۹

 

 

 

وقتی پروین اعتصامی چند سال لنگ ِ مجوزه وای به حال ما ...

 

مست و هشیار (محتسب)

محتسب ، مستی به ره دید و گریبانش گرفت

مست گفت ای دوست ، این پیراهن است افسار نیست

گفت: مستی ، زانسبب افتان و خیزان می روی

گفت: جرم ِ راه رفتن نیست، ره هموار نیست

گفت: می باید تو را تا خانه ی قاضی برم

گفت : رو صبح آی، قاضی نیمه شب بیدار نیست

گفت: نزدیک است والی را سرای ، آنجا شویم

گفت: والی از کجا در خانه ی خمّار نیست

گفت: تا داروغه را گوییم در مسجد بخواب

گفت: مسجد خوابگاه ِ مردم ِ بدکار نیست

گفت : دیناری بده پنهان و خود را وا رهان

گفت: کار شرع، کار ِ درهم و دینار نیست

گفت: از بهر ِ غرامت جامه ات بیرون کنم

گفت: پوسیده است،جز نقشی زپود و تار نیست

گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه

گفت: در سر عقل باید بی کلاهی عار نیست

گفت: می بسیار خوردی ، زان چنین بیخود شدی

گفت: ای بیهوده گو ، حرف ِ کم و بسیار نیست

گفت: باید حد زند هشیار مردم ، مست را

گفت: هشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست

 

شعر : پروین اعتصامی

خواننده : علیرضا عصار

موسیقی : فواد حجازی

 

 

فرضی

  

من ادامه می‌دهم به راه رفتن ِ فرضی

رو ی ریل ِ بی قطار ِ راه آهن ِ فر ضی

سوت می‌کشد سرم، ذغال‌سنگ، سوزن بان !

سوخت نقشه‌ام ، در آتش است موطن ِ فرضی

می‌رسم به او که نیست تا ببینمش، آخر

من نمی‌رسم به او در این رسیدن ِ فرضی

از هزار پیچ ِ اتفاق آمدم با زخم

تا که او بخیه... نخ نداد سوزن ِ فرضی

دوست دارمش، شبیه ِ فیلم‌های هالیوود

من بلیت می‌خرم برای دیدن ِ فرضی

در تخیلم ادامه می‌دهم به تصویر ِ ... 

او که حرف می‌زند همیشه با من ِ فرضی

یک شوالیه، کلاه خود، زین و برگ و اسب

واقعی است، منجی است یا نه، بتمن ِ فرضی !

او نجات داده است موش‌های ِ کوچک را

با پنیر ، از گرسنگی نمردن ِ فرضی

لوبیای سبز، سیب‌های سرخ ِ جادویی

باغ‌ها معلقند روی دامن ِ فرضی

عقل ِ من نمی‌رسد که چنگ می‌زنم در وهم

دست ِ من نمی‌رسد برای چیدن ِ فرضی

من شبیه ِ یک گلادیاتورم که می‌جنگم

در زمان ِ صلح با خودم و دشمن ِ فرضی

من ادامه می‌دهم و می‌رسم به پایانم

سایه‌ام که راه می‌روم پی ِ تن ِ فرضی

هیچ‌چیز جسمیت نداشت در جهان ِ من

روح بو ده‌ام زمان ِ س.. با زن ِ فرضی

 

 

 نکته :

۱- این غرل در وزن فاعلاتُ فاعلاتُ فاعلاتُ مفعولن سروده شده است که ریتمی تازه است و در هیچ یک از بحرهای عروضی وجود ندارد

۲- قافیه های استفاده شده در این غزل اکثرا شایگان هستند که در غزل کلاسیک جز در یک مورد شاعر اجازه استفاده از این نوع قافیه ها راندارد اما در غزل مدرن بلامانع است .

 

 

دوستانی که موفق به دانلود  آهنگ " از من عاشقتر نیست " با ترانه ای از من و اجرای مانی رهنما نشده اند می توانند این اهنگ را با ۴ کیفیت از آدرس زیر دانلود کنند

 

http://dkq.blogfa.com/post-2027.aspx

 

 

این هم متن کامل ترانه ی " روایت حق " که در وصف شهید آوینی سرودم

 

دکلمه :

لب اگر فانی ، کلامش باقی است

تن اسیر و ، جان نمی آید به بند

بی بدن ، سر را به سجده برده اند

عاشقان ِ واقعی اینگونه اند

***

دستی قلم برداشت ، از دل نوشت و درد

در خاکریز ِ خون ، حق را روایت کرد

آنجا که سنگر نیست ، بین ِ تن و دشمن 

دستی قلم برداشت ، از تو نوشت و من

کوچک اگر باشی ، گهواره ات دنیاست 

در بند ِ دنیا نیست ،آن کس که خود دریاست

 

دل به  لیلی دادن اینجا عشق نیست

تیغ باید خورد و از صحرا گذشت

راه ِ اقیانوس گر هموار نیست

غوطه باید خورد و از دریا گذشت

             

گِرد تا گِرد ِ گُلی آتش گرفت

او حواسش جمع ِ روی ِ ماه بود

سوخت سجاده ولی عاشق ندید

چون قنوت ِ دیگری در راه بود

 

مرد اگر از اسب می افتد به خاک

بر سر ِ ایمان ِ خود جان می دهد

آن که با خون چیره بر شمشیر شد

زندگی را یاد ِ انسان می دهد

 

دستی قلم برداشت ، از دل نوشت و درد

در خاکریز ِ خون ، حق را روایت کرد

آنجا که سنگر نیست ، بین ِ تن و دشمن 

دستی قلم برداشت ، از تو نوشت و من

کوچک اگر باشی ، گهواره ات دنیاست 

در بند ِ دنیا نیست ،آن کس که خود دریاست

 

روایت ِ حق

خواننده : علیرضا عصار

آهنگ و تنظیم : فواد حجازی

ترانه سرا : افشین مقدم

 

 

واقعا امسال چه سال نحسی بود ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سقوط هواپیمای زوار دررفته ی روسی جان ۱۶۸ تن از هموطنای کشورمون رو گرفت و دردی به دردامون اضافه کرد، متاسفانه جدای تیم ملی نوجوانان جودو یک هنرمند اصیل و بسیار باارزش هم دربین مسافرین بود که ضایعه‌ی جبران ناپذیری رو به جامعه موسیقی وارد کرد اون هنرمند کسی نیست جز "عبدی یمینی" که ظاهرا برای کنسرت " ابی " عازم ارمنستان بود . عبدی یمینی آهنگسار و تنظیم کننده بسیاری از ترانه های جاودانه و ماندگار موسیقی پاپ ما بود آز جمله :

۱-تمام ناتمام من با تو تمام می شود 

شاعر ِ بی نام و نشان ، صاحب ِ نام می شود (شهیار قنبری - داریوش)

۲- دو مسافر بر در... (شهیار قنبری - داریوش)

۳- شاید باید می پرسیدیم ... (شهیار قنبری - داریوش)

۴-روز مبادا ( داریوش)

۵- سهم من از تو چه بوده غیر ِ آزار (اردلان سرفراز -داریوش)

۶- به بچه هامون چی بگیم (اردلان سرفراز آلبوم بچه های ایران، داریوش) 

۷- به تکرار غم نیما ( از آلبوم بچه های ایران داریوش)

 ۸ - دلبر ( از آلبوم ستاره دنباله دار ابی) تنظیم

۹- سفیر ( از آلبوم سفیر هاتف)تنظیم

۱۰-بهار عشق ( از آلبوم شانس لیلا فروهر ) تنظیم

۱۱-هیچکی مثل تو نشد ( از آلبوم پنجره معین) تنظیم

۱۲-آواره ( از آلبوم دریچه  منصور) آهنگ، تنظیم

۱۳-خانگی (شهیار قنبری، آلبوم فرفره های بی باد منصور) تنظیم

۱۴-تصویر آخر ( شهیار قنبری، منصور) آهنگ، تنظیم

۱۵-عشق تو نمی میره ( عارف) تنظیم

۱۶-ای خدا ( عارف) تنظیم

۱۷-همیشه من دیر میرسم ( نوش آفرين) آهنگ، تنظیم

 
۱۸-عشق ( فرزین) تنظیم

۱۹- دلریخته ( از آلبوم سفر نامه شهیار قنبری ) تنظیم
۲۰- سفر نامه ( از آلبوم سفر نامه شهیار قنبری ) تنظیم
۲۱- اولین بار ( از آلبوم سفر نامه از شهیار قنبری ) تنظیم
Baby Blue-۲۲- ( از آلبوم سفر نامه شهیار قنبری )  تنظیم

۲۳- دل من دیگه خطا نکن (داریوش) و همینطور دهها ترانه جاودانه دیگر 

عبدی یمینی ، آهنگسار و تنظیم کننده ای صاحب سبک بود که در عین ایرانی بودن نسبت به سایر همنسلان خود بسیار مدرن کار می کرد ،عبدی یمینی چند سالی بود که در ایران زندگی می کرد باید دید آیا اداره ارشاد مراسمی برای این هنرمند متعهد و آهنگساز و تنظیم کننده چیره دست برگزار می کند یا خیر ؟! 

طی این چندسال شاهد بودیم که هنرمندان خوب ایرانی که در خارج از کشور فعالیت می کردند و می کنند،مورد بی مهری مسئولان داخلی قرار دارند و حتی نسبت به وصیت نامه انها مبنی براینکه لااقل جسم بی جانشان در ایران خاکسپاری شود هم بی اعتنایی صورت می گیرد (هایده )

امیدوارم لا اقل مسئولان زیربط در این مورد خاص ارفاق قائل شوند و مراسم در خوری برای عیدی یمینی عزیز برگرار نمایند !

روحش شاد


 

 

ابن خلدون می گوید:

اگر دولت تجارت کند دولت ضعیف و مردم فقیر می گردند، اگر مردم تجارت کنند دولت قوی و مردم غنی می گردند ...!

صلاح کار خویش خسروان دانند ولی امیدوارم این پروژه خصوصی سازی که این روزا بحثش هست مثه دفعات قبل به بن بست نخوره و عملی بشه

 

این هم شاهکاری از حسین منزوی :

 

خیال ِ خام ِ پلنگ ِ من به سوی ِ ماه جهیدن بود

و ماه راز ِ بلندایش ، به روی ِ خاک کشیدن بود

پلنگ ِ من ـ دل ِ مغرورم ـ پرید و پنجه به خالی زد

که عشق ـ ماه ِ بلند ِ من ـ ورای ِ دست رسیدن بود

گل ِ شکفته! خداحافظ اگر چه لحظه دیدارت

شروع ِ وسوسه ای در من به نام ِ دیدن و چیدن بود

من و تو آن دو خطیم ، آری موازیان ِ به ناچاری

که هر دو باورمان ز آغاز به یکدگر نرسیدن بود

اگرچه هیچ گل ِ مرده دوباره زنده نشد اما

بهار در گل ِ شیپوری ، مدام گرم ِ دمیدن بود

شراب خواستم و عمرم شرنگ ریخت به کام ِ من

فریبکار ِ دغل پیشه، بهانه اش نشنیدن بود

چه سرنوشت ِ غم انگیزی، که کرم ِ کوچک ِ ابریشم

تمام ِ عمر قفس می بافت ، ولی به فکر ِ پریدن بود

 

 

 

آخه یکی نیست به این مایکل جکسون بگه تو این هیرو ویری چه وقت مردن بود ؟!

مایکل جکسون یکی از آخرین اسطوره ها بود که با حمله قلبی درگذشت اسطوره ای که دیگه بعید می دونم کسی مثل اون ظهور کنه ...!

اگه چند سال به عقب برگردیم می بینم همه مشکلات مایکل از جایی شروع شد که زمزمه کاندیدا شدنش برای ریاست جموری امریکا از طرف مطبوعات همه گیر شده بود ، چند ماه بعد ماجرای رسوایی اخلاقیش پیش  اومد که صدمه روحی زیادی بهش زد ، بعد قضیه مسلمون شدنش و رفتنش به بحرین و ماجرای شکست اون پروژه و بدهکاری مالیش به شیخ بحرینی به همه اینها سرطان پوست رو همه اضافه کنید همینطور دور بودن از صحنه همه اینها باعث شد مایکل دچار افسردگی بشه که در نهایت در آستانه آخرین کنسرتش قلبش از کار می افته ، یادش گرامی

 

خبر به دورترین نقطه جهان برسد

 

 

خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد

نخواست او به من ِ خسته ــ بی گمان ــ برسد

شکنجه بیشتر از این ؟ که پیش ِ چشم ِ خودت

کسی که سهم ِ تو باشد ، به دیگران برسد

چه می کنی ؟ اگر او را که خواستی یک عمر

به راحتی کسی از راه ناگهان برسد، ...

رها کنی برود از دلت جدا باشد

به آن که دوست ترش داشته، به آن برسد

رها کنی بروند و دوتا پرنده شوند

خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد

گلایه ای نکنی ، بغض ِ خویش را بخوری

گه هق هق ِ تو مبادا ... به گوششان برسد

خدا کند که ... نه! نفرین نمی کنم ... نکند

به او که عاشق ِ او بوده ام ــ زیان برسد

خدا کند فقط این عشق از سرم برود

خدا کند که فقط ، زود آن زمان برسد

 

کتاب عشق قابیل است

 اثر  مرحومه نجمه زارع

 

بارسلونا

 

بارسلونا ۲ منچستر ۰

 

تو سرخ پوشی ، من ولی راه راه

تو منچستری ، من بارسلونا

دلم برای منچستر و سر آلکس فرگوسن سوخت...

 

کامنت سیاوش

 

دوستان عزیز کامنتهایی که در وبلاگ طرفداران سیاوش قمیشی به اسم من و با شماره تلفن من گذاشته شده ، من نیستم! امیدوارم دوستان سرعقل بیایند و دیگر مرتکب چنین رفتارهای کودکانه ای نشوند .

 

ترانه قدیمی

 

 

ترانه قدیمی

 

 یکی نیس بِهِت بگه آهای خدا  

 دیگه این دنیا چی بود آفریدی

بگو از اومدن و رفتن ِ ما  

چی بجز هاله‌ای از غبار دیدی

 

بس که گشتم دنبال ِ نشونه‌ها    

 کفِ پاهام دیگه ساییده شده

این ستون تا اون ستون فَرَج نشد 

 نصف و نیمه خشتِ من چیده شده

 

نکنه آدم حساب نمی‌کُنیم   

 گندم ِقسمتِ من پیش ِکیه؟

هرجا می‌رسم می‌گن دیراومدی 

ظلم ِ‌این و اون به من واسه چیه

 

رنگِ پوستَمَم سیا نیس که بگم   

 زیر ِدستِ یه سفیدپوس‌ اسیرم

یَقِه‌ی شیطون دیگه پاره شده 

حقُ از کی، با کدوم دَس بگیرم؟!

 

دستِ راستمُ جلو که‌ می‌بَرَم 

یه کم آزادیمم از من می‌گیرن

سهم ِدستِ چپِ من بادِ هواس     

رویاهام جلوی چشمام می‌میرن

 

همیشه از بهترین آرزوهام 

بدترین خاطره واسم می‌مونه

کسی رُ که دوس دارم جدا می‌شه 

کسی رُ که نمی‌خواسم می‌مونه                             

                           

لحظه‌ها خوب بلدن که که روز و شب

 تنمُ زیر ِشکنجه بِبَرن

آدما تو صَف می‌مونن ساعتا

 که بلیطایِ تماشا بخرن

 

هفته‌ها، ماها وُ سالا بگذرن  

من همینم که همینم که همین

بیش‌تراز این نمی‌شه قد بِکِشه   

گُُلی که ریشه دوونده تو زمین

 

اگه توحُکم ِتَبَر بِهِم ‌بدی    

منُ به جریان بادم بسپری

بازم ازهزار پَر ِمن به یکی 

هیچ جای ِستاره بَرنمی‌خوری

 

نمی‌خواسم روی خاک پا بذارم  

چه‌جوری رو این هبوط حساب کنم

بی‌اراده صاحبِ پدر شدم  

 کاش بشه مرگمُ انتخاب کنم

 

                                                  آذر76

 

 

 

 

 

شهید آوینی

 

پروژه‌ی شهید آوینی

یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۸۸ ارکستر علیرضا عصار و فواد حجازی در برنامه‌‌ای که به مناسبت خدمات ارزنده  شهید مرتضی آوینی در دوران دفاع مقدس و پس از آن، در بعد صدا و تصویر و فعالیتی هنری که ایشان در زمینه جنگ انجام داده اند به روی صحنه خواهد رفت علاوه بر اجرای زنده قرار است برای ترانه ای که در این روز اجرا خواهد شد و سروده من است موزیک ویدیویی هم تهیه شود این پروژه ، سنگین ترین پروژه ای بود که تا کنون در کنار دوستانم انجام داده ام وسواس بیش از حد بر روی کلام و حساسیتی که روی شخص شهید مرتضی آوینی همواره وجود داشته باعث شد تا طی چند جلسه رایزنی در مورد کلام این ترانه به هرتقدیر نظر دوستان را با سرودن این ترانه جلب نمایم ملودی و تنظیم این ترانه را فواد حجازی با توجه به کمبود وقت در شرایطی کار کرد که در کشور فرانسه به سر می برد  این ترانه لحنی عاشقانه حماسی دارد که فکر می کنم به هیچ وجه چه از بعد کلام، و چه از بعد موسیقایی رنگ و بوی کارهای سفارشی را نخواهد داشت

لب اگر فانی، کلامش باقی است

تن اسیر و ، جان نمی آید به بند

بی بدن سر را به سجده برده اند

عاشقان ِ واقعی اینگونه اند ...

 

      

 

 

نازک دل

 

چرا غمگینی نازک‌دل

 کجا رفت طرح لبخندت؟

کی تار و پودتُ برچید

 جی شد ابروی ِ پیوندت؟

 

کی شونه خالی کرد از عشق

که افتادی ، زمین خوردی

کدوم آفت تو رُ بوسید

که ساقه ساقه پژمردی

 

هوا ، ابریُ بارونی

تو چتری دس نمی‌گیری

گل ِ زیبای نازک‌دل

چه آسون داری می‌میری

 

تماشا کن ، که اهل ِ دل

تو رُ زیر ِ قلم بردن

ترانه ساختن از اسمت

فروختن آب و نون خوردن

 

بنای ِ عشق و هم‌سقفی

فقط در حد ِ یک حرفه

به قله اعتمادی نیست

که تا گردن توی برفه

 

چرا تن‌پوش ِ تو تنها

سفیدی ِ کفن باشه

بذار دستاتُ تو دستام

که مرگت ، مال ِ من باشه

 

 

 

سال نو مبارك

كنسرت عليرضا عصار با موفقيت هرچه تمام‌تر به پايان رسيد عليرضا عصار توانست بعد از ۴ سال مجددا  در كنار فواد حجازي سالن را مملو از تماشاچي كند. وطي ۵ اجرا ۱۵۰۰۰ نفر را به تالار وزارت كشور بكشاند اين كنسرت براي من هم تجربه خوبي را رقم زد اگرچه در ابتدا قرار بود با ۴ ترانه در اين كنسرت حضور داشته باشم اما بنا به دلائلي فقط ۱ ترانه جديد از من اجرا شد اما همان يك ترانه هم كار خودش را كرد من فكر مي كنم براي يك ترانه سرا هيچ احساسي شيرين تر از اين نيست كه ۱۵۰۰۰ نفر جلوي چشمانش عاشقانه ترانه اش را زمزمه كنند در كنسرتهاست كه مي شود فهميد ترانه سرايي يعني چه؟ ترانه بايد به دل مردم بنشيند همين و بس چون اين مردم هستند كه سينه به سينه ترانه ات را ماندگار مي كنند نه ۴ تا منتقد ! در پاسخ به دوستاني كه انتقاداتي را به اين كنسرت و اجراهاي عليرضا عصار و فواد حجازي و بچه هاي اركستر و ترانه من وارد كردند بايد بگويم :

صداي تشويقها انقدر بلند بود كه متاسفيم نتوانستيم صداي ديگري را بشنويم ...! 

سانسور

 

باز هم خط خوردم ، باز هم قرمزم کردند، باز هم سانسور شدم...

دیشب رفتم به تالار وزارت کشور، دوستانم مشغول "ساند چک" بودند و متاسفانه باز به من اطلاع دادند که یکی از بهترین ترانه هایم مجوز نگرفت ! جالب اینجاست حبیب صبور می گفت این ترانه را آقای مشفق تایید کردند ظاهرا در حراست رد شده است ! خاطرم هست وقتی علیرضا عصار و فواد حجازی در آلبوم ای عاشقان ترانه یکی از ما را کار کردند خیلی‌ها که از قضیه آگاهی نداشتند گفتند این ترانه در شان این دو هنرمند نیست و نمی دانستند که دو ترانه اجتماعی سیاسی محتسب و کافکا که از بهترین اجراهای علیرضا عصار بودند به مشکل ممیزی برخورده بود و دوستانم به نوعی با مرکز موسیقی لجبازی کردند و به طور ضمنی می خواستند این پیام را به گوش مسئولین برسانند که وقتی شما به ترانه های فاخر و عمیق مجوز نمی‌دهید ما هم ترانه های بازاری کار می کنیم البته این ترانه به شدت گل کرد و مردم خیلی ان را دوست داشتند وقتی من ترانه نازگل را سرودم خیلی ها به من ایراد گرفتند افشین از تو بعید بود تو حیفی چرا شش و هشت؟ در حالی که تکس کامل ان ترانه که 8 بند بود لحظات شاعرانه زیادی داشت ولی متاسفانه به علت بعد فاصله و دوری من از اهنگساز بدون نظر من و بی آنکه بدانم 5 بند حذف شد و در بندهای باقی مانده هم تغییراتی توسط خود خواننده صورت گرفت که هر چند برای خواننده و آلبومش موفقیت کسب کرد اما برای من حرف و حدیث ایجاد کرد . من انقدر به ترانه اولیه حتا در ژانر شش و هشتش اطمینان داشتم که بی آنکه بشنوم هیچی ابایی نداشتم که اسمم را بزنم، بگذریم که خیلی ها فقط اسمشان را پای ترانه های فاخر می زنند و در کارهای این چنینی شهامت این که اسم بزنند ندارند،  اتفاقی که دیشب افتاد باعث شد بی انکه کسی ببیند و بفهمد بغض کنم و اشک خود را پنهان کنم از سیاستی که ما را وارد رقابت نابرابری می کند، در شرایطی که بهترین ترانه های تو در بعد اجتماعی مجوز نمی گیرند، ترانه هایی از جنس یکی از ما به راحتی مجوز می گیرند و منتقدین مغرض که از پشت پرده خبر ندارند تو را به نقد می کِشند ،این چه بود که خوانده ای ؟ این چه بود که سروده ای؟ یا برای دوستان من حرف در می آورند که فلانی آدم جمهوری اسلامی است چطور ایشان مجوز می گیرند و دیگران نمی گیرند؟! من همین جا اعلان می کنم در همین لحظه علیرضا عصار و فواد حجازی چندین ترانه کار کرده اند که متاسفانه به مشکل ممیزی برخورده و با تمام رای زنی‌هایی که انجام شده به نتیجه ای نرسیده است. وقتی  ترانه عالیجناب من مجوز نمی گیرد، وقتی حتا بردن ترانه ای مثل کوی دانشگاه برای گرفتن مجوز ممکن است برایت خطر ایجاد کند، وقتی‌ ترانه اخیرم حتا برای اجرا در کنسرت مجوز نمی گیرد، دلم می خواهد داد بزنم زنده باد نازگل... !

 

 

 

سلام دوستان

متاسفانه موفق نشدم کتاب مجموعه ترانه‌هایم را برای کنسرت علیرضا عصار آماده نمایم آن هم در شرایطی که برای ویرایش ترانه هایم به علت محدودیت زمانی تا روزی ۱۴ ساعت کار می‌کردم و از حمایت همه جانبه علیرضا عصار ، فواد حجازی ، حبیب صبور و آقای توتونچیان برای انتشار و معرفی این کتاب در کنسرت برخوردار بودم و همچنین از همیاری دوستان خوبی چون حسن علیشیری که صفحه بندی این مجموعه را انجام داد و مهدی موسوی که نقد زیبایی بر این مجموعه نوشته بود خلاصه همه چیز آماده بود اما...

همیشه خواستن توانستن نیست !

شاید وقتی دیگر ...!

من به خودم یک قولی داده ام که به هر قمیتی شده ترانه‌هایم را به گوش مخاطب برسانم اگر از طریق انتشار کتاب نشد از طریق بهترین صداها این کار را خواهم کرد واقعا می‌گم:

                                           من این روزا یه حال ِ دیگه‌ای دارم

به جای اینکه در این پست ترانه‌ای بذارم تصمیم گرفتم یه کار جدید کنم و چندتا از از شاه بیتای ترانه هام و بذارم که خودم خیلی دوسشون دارم

 

۱- اگر کسی در دل ِ توست/ بگو کنار می‌روم

   گناه کن به جای تو/ بر سر ِ دار می‌روم     (علیرضا عصار)

۲- من فقط عاشق اینم/ حرف قلبت و بدونم

 الکی بگم جدا شیم /تو بگی که نمی‌تونم     (سیاوش قمیشی)

۳- بگو آینده مال ِ ماس/ به حرفت شک نمی‌یارم

 بدون بین ِ خودم با تو /دیگه فرقی نمی‌ذارم     (شهرام صولتی)

۴- تیر است در قفایم/ عشق است روبرویم

  بگذار تا بریزد/ خون جای ِ آبرویم      (محمد اصفهانی)

۵- جای خدا قلبت نیاز به یک بت داشت

  برداشت ما از عشق، باهم تفاوت داشت

۶- نمی شه با تو که خوبی به ظاهر هم کمی بد شد

   به آدمهای شهرت هم علاقه مند باید شد (ابی)

۷- به تو ایمان دارم عاشقت بی دین نیست

    نمی‌گم زیبایی چون ملاکم این نیست     (مانی رهنما)

۸- باز از سطل زباله سفره‌ای گسترده شد

   یک‌نفر آدم شریک شام حیوانی شده      (علیرضا عصار)

۹- هز زمان که من بی‌تو از خیابون رد می‌شم

   بی هوا با مردی که با زنی هست بد می‌شم

۱۰- روزی اگر میخی به سقف ِ خانه کوبیدم

    دیوار را رنگی زدم، تعمیر ِ تنهاییست

۱۱- عیبی نداره عشق ِ من، تو هم برو مثل همه (حسام لرنژاد)

    نگو خدا اینجوری خواس، این کارا کار ِ آدمه

۱۲- پدرها بی کفن در خاک، پسرها ارث می‌بردن

      واسه هر چیز ِ بی‌ارزش بزرگان حرص می‌خوردن

۱۳- تو می‌روی من به غم ِ تو پای‌بند می‌شوم

      بیشتر از قبل به تو نیازمند می‌شوم

۱۴- گذشته‌های تلخت رو ، به روی تو نمی‌یارم

     بیا با من تلافی کن ، بفهمی دوستت دارم

۱۵-  می‌دونم که یه وقتایی دلت می‌گیره از کارم (معین)

     روزایی که حواسم نیست، بگم خیلی دوست دارم

۱۶- با تمام وجود غمگینم/ کشورم نفت به جهان می‌ده (شاهین نجفی)

    شهرونداش مثل ِ سربازن/ همه‌چی بوی پادگان می‌ده

۱۷ - سفارش آدم ِ تازه با تو/ فکر نکن قلب ِ من و پس می‌دی

     برای یک لحظه تنوع در عشق/ واسه همیشه من و از دس می‌دی

۱۸- عصر پنج‌شنبه میدان ِ ولی عصر/ جِدَا که مامورا خیلی تیز هستن

     مانتو کوتاها رو خوب تشخیص می‌دن/ وظیفه شناسایی که هیز هستن

۱۹- دکتر، بین ِ ارواح دوستایی دارم

     خوبم کن اونارم پیشت بیارم

۲۰- همیشه تو خرافات ِ عددها، واسه پیروزی سهمم هفت می‌شد

   دُلار و پاره کردم چون دلیل ِ فروش ِ بشکه‌های نفت می‌شد

 ۲۱-منم که از کوه ِ خودم/همیشه کاه ساختم

    برگ ِ بَرنده داشتم ولی همیشه باختم

۲۲- نون بیار کباب ببر اسم یه بازی بود فقط

     تو صف ِ شلوغ فقر، حتا نمی‌شه نون گرفت

۲۳-تموم ِ سهمم از بودن مثه یک نقطه فرضی شد

    که وقت ِ حرکت ِ پرگار،دچار ِ مرگ ِ مغزی شد

۲۴- آه که در شهر ِ بدان خوب کنار می‌رود

      یک نفر از خارج ِ صف، به راس ِ کار می‌رود

۲۵-به هرکس می‌رسی می‌گی که طوفانه/به هر کس می‌رسم می‌گم که آرومه

    به هر کس می‌رسی می‌گی که بد بودم/ به هر کس می‌رسم می‌گم که خانومه

۲۶-وقتی عشق از دست می‌ره/ کی و باید سرزنش کرد(مانی رهنما)

    اون که رفت، یا اون کسی که/ به زبون نمی‌گه برگرد

۲۷- من شبیه یک گلادیاتورم که می‌جنگم

    در زمان ِ صلح با خودم و دشمن ِ فرضی

۲۸- کشیش، جن‌گیر بگو آب ِ مقدست چه شد؟

دو روح دارم و به یکنفر شبیه نیستم

۲۹- همه‌ی وجودم امشب عشقه/نبضت و از رو لباس می گیرم

    تن ِ تو مخاطب خاکی نیست/ من با روح ِ تو تماس می‌گیرم

۳۰- به من بی اعتنا باش و تظاهر به خیانت کن

      به هر چیزی به غیر از من اگه می‌تونی عادت کن

۳۱- نمی‌ذارم بری بی من منم سهمی ازت دارم

       همین یه دلخوشی رو من توی دنیا فقط دارم

                                                                           و...

 

 

 

 

مجوز کنسرت روز شنبه ۲۴ اسفند هم صادر شد .

کسانی که نتوانستند بلیط های مورد نظر خود را در جایگاههای مناسب در روزهای ۲۲ و ۲۳ اسفند خریداری کنند می توانند برای تهیه بلیط ِ روز شنبه از طریق سایت اقدام نمایند

 

دو خبر:

۱-کسانی که موفق نشدند برای روزهای ۲۲ و ۲۳ اسفند بلیط های کنسرت علیرضا عصار را  در جایگاه مورد نظر خود خریداری کنند باید منتظر بمانند تا بلیط های روز ۲۴ اسفند را تهیه نمایند لازم به ذکر است این بلیط ها هنوز صادر نشده و همه چیز منوط به این است که اجرای شب ۲۴ قطعی شود که در این صورت از طریق همین وبلاگ به آگاهی می رسد.

۲- فایل صوتی مصاحبه من با سایت طرفداران سیاوش قمیشی را می توانید در این سایت با ۳ کیفیت دانلود کنید:

                                                       www.ragbaar.ir

 

بلیت کنسرت

 

بلیت‌های کنسرت علیرضا عصار را می توانید از دو سایت زیر خریداری کنید:

www.assarconcert.com

www.iranconcert.com

مومیایی

 

مومیایی

 

 

مرا تفریق ‌کن از خود، که از این لحظه آزادی

سکوتم را زمین بگذار، که استعدادِ فریادی

 

 تو خورشیدی به تنهایی، کنار ِ من غروبی سرد

مرا تفریق ‌کن از خود، که جمع ِ ما تو را کم کرد

 

تو را بی‌خود صدا کردم، فقط از خواستن گفتم

تو روحت را به من دادی، من از میلم به تن گفتم

 

تو دستانت به من پیچید، عصای زیردستی شد

به فتح‌ ِ قله‌ات بُردیم، بلندای ِ تو پستی شد

 

مرا از دوش ِ خود بردار، قدم‌های تو محکم نیست

چو مانع بر سر ِ راهم، سقوط ِ تو نجاتم نیست

 

خدای تو، خدای من نبود و نیست ای روحم!

به شیطان بادبان دادی، ندیدی دشمن ِ نوحم

 

تو جنس ِ آتش ِ ققنوس، ولی من آتش ِ جنگم

ستاره خانِقاهِ توست، من اما دفن در سنگم

 

مسیحای ِتو در معراج، خدا را جاودانه خواند۱

تن ِ من مومیایی شد، در اهرام ِ ثلاثه ماند

 

 

۱- در اشعار کلاسیک، های غیر ملفوظ (جاودانه و ثلاثه) را کمتر به صورت هجای بلند به کار می‌‍برند چون موسیقی متبوعی ندارد و باید با تاکید بیش‌تری خوانده شود اما این ترانه با این‎که زبانی کلاسیک دارد چون به دید اجرا نوشته شده است این قبیل اختیارات را برای خود قائل شده‌ام

بانو

 

 

  بانو

                                         

 

منو تنها نذاربانو ، نذار پايان پذيرباشم

به جای لَمس ِآغوشت به دوري ناگزير باشم

 

منو تنها نذاربانو ، نذارحسرت كِشِت باشم

صبوري كن، تحمّل کن ، زمين خوردم بذارپاشم

 

براي موندنت بانو ، بگو آخه چه بايد كرد

كدوم شكي يقينت رو پُر از اما و شايد كرد

 

اگه لغزِش به پام افتاد ، جلوم سنگ ِ خيابون بود

نگو ترسيدم آخه شب ، پُر از گرگ ِ بيابون بود

 

من ازچاله به چاه رفتم ، توي يك راه اجباري

كه از نيروي ايمانم ، ديگه ساخته نبود كاري

 

دِلم قول ِ ستاره داد ، ندونست بال و پَرسوخته ۱

زبان ِ سرخ با من هست ، نخ وسوزن لب و دوخته

 

شبت جُرم ِ نگاهم نيست ، كه اين فانوس بي نفته

هدف دُزديده شد ازمن ، نگو تيرم خَطا رفته

  

منو تنها نذاربانو ، نذارحسرت كِشِت باشم

صبوري كن، تحمّل کن ، زمين خوردم بذار پاشم

 

                                                                                         مهر 80

 

۱- این بند و پاره هایی دیگر از این ترانه مثل (شبت جرم نگاهم نیست) یا حتی واژهایی مثل بانو  ، یادگار روزهایی ست که تا حدودی تحت تاثیر ترانه های دهه پنجاه بودم که البته امضای خودم را دارد به هر حال امروز دیگر علاقه ای به این سبک سرایش ندارم ...!

 

 

سلام

 

سلام دوستان

در خصوص آلبوم پرواز و ترانه خداحفظت کنه این توضیح و بدم که تا آخرین لحظه قرار بود این ترانه اولین آهنگ آلبوم و حتی اسم آلبوم باشه ولی با صحبتی که با شهیاد داشتم ظاهرا یه اتفاقاتی افتاد که این ترانه در لیبل آلبوم آهنگ هشتم شد .

خداحفظت کنه

 

 

 خداحفظت کنه

ازاین بهتر نمی شه بود،چه با هم خوب و یکرنگیم

اگه هر لحظه می خوامت ،بذارش پای دلتنگیم

تویی چشم و چراغ ِ من،تویی آرووم ِ جون ِ من

رفیق ِ خنده و گریه،شریک ِ آب و نون ِمن

خداحفظت کنه عشقم،خداحفظت کنه جونم

جدا از هم نمی شه موند،نه می تونی نه می تونم ۱

خداحفظت کنه عشقم برای باقی ِ عمرم

دعا کن تا خدا ما رو نگهداره برای هم

یه عالم آرزو داری،یکی از آرزوهاتم

برام با ارزشه خیلی،اگه گاهی تو رویاتم

دلم می خواد که روز و شب فقط پیش ِ خودم باشی

تحمل می کنم درد و،به شرطی که تو هم باشی

خداحفظت کنه عشقم،خداحفظت کنه جونم

جدا از هم نمی شه موند،نه می تونی، نه می تونم

خداحفظت کنه عشقم برای باقی ِ عمرم

دعا کن تا خدا ما رو نگهداره برای هم

یه تیکه ماهی انگاری،نمی ذارم که خاکی شی۲

تو رو باعشق می بوسم، نمی ذارم که شاکی شی

بگو آینده مال ِ ماس، به حرفت شک نمی یارم

بدون بینِ ِ خودم باتو، دیگه فرقی نمی ذارم

 

آلبوم پرواز

خواننده : شهرام صولتی

ملودی و تنظیم :شهیاد

ترانه سرا:افشین مقدم

۱- نه می تونی نه می تونم (روزبه بمانی) البته ندانسته و ناخواسته به ذهنم متبادرشد

۲- این بند متاسفانه در اجرا حذف شد

این هم نمای داخلی  KODAK THEATRE

رندی در اهالی موسیقی

 

رندی در اهالی موسیقی

خدا رو صد هزار مرتبه شکر که ترانه سرایی نیستم که ترانه هام فقط به درد خودم بخوره و در حسرت اجرا خاک بخوره بعضی وقتا بخاطر احترام به بعضی از دوستان آهنگساز و خواننده و درخواستشون بدون بستن قرار داد ترانه ای رو در اختیارشون قرار می دی تا رو ملودی تست کنن و بگن می خوان یا نه ؟ متاسفانه به دلیل نداشتن فرهنگ ِ این کار و اخلاق حرفه ای همین که ترانه رو ازت می گیرن دیگه یادشون  می ره که اخلاق حرفه ای رو رعایت کنن و جواب بدن که آیا اون ترانه رو می خوان یا نه خوشبختانه من در این زمینه انقدر مغرور هستم که جز با کسانی که به صورت تیمی باهاشون مشغول همکاری هستم با دیگرون هیچ تعارفی ندارم و محاله زنگ بزنم بگم تکلیف کارم چی شد سعی می کنم اگه تا ظرف مدت ۱۰ روز از طرف خبری نشه ترانه رو به کس دیگه ای بدم البته اینو از همون اول با طرف طی می کنم جالبه بدونین تو این گیر و دار اتفاقات جالبی هم می افته که یکی دو موردش و ذکر می کنم تا بعضی ها یاد بگیرن به ترانه و ترانه سرا باید احترام گذاشت :

دوستی با هزار خواهش تو مرکز موسیقی منو دید آقا تو خدایی تو الی تو بلی، به ما هم ترانه بده، منو دعوت کردن به یه استودیو و یه آقایی رو هم مدیر برنامه معرفی کردن من هر ترانه ای که می خوندم خط اول تموم نشده طرف می گفت آقا قراردادنامه همرات هست من همه رو می خوام و از این جوگیری های معمول یه سری ناخواننده ، سرتون و درد نیارم بعد از یک هفته به ما زنگ زد آقا من فلان ترانه رو می خوام من که قیمت ترانه رو گفتم یهو دیدم دبه در آورد در حالی که قبل از اینکه برم پیشش قیمت رو می دونست گفت من برام مقدور نیست که انقدر پرداخت کنم گفت فلانی و فلانی که خیلی هم معروف هستن ۲۰۰ هزار تومان می گیرن شما خیلی گرون می گیری جالبه بدونین دوستانی که این آقا معرفی می کردن خودشون همیشه جزو مدعیانی بودن و هستن که نباید ترانه رو ارزون فروخت و تو این قضیه مثلا ادمهای محکمی هستن اما ما فهمیدیم که صدای دهل شنیدن از دور خوش است و خودشون اونجوری که اذعان می کنن نیستن و فقط دنبال این هستن که با هر قیمتی و با هر کسی کارشون اجرابشه بماند اینکه عده ای کلام سخیفشون و مجانی هم می دن جالب تر اینکه وقتی آگاه می شن که مثلا خودشون به خواننده ای که ترانه شون و ۱۵۰ هزار تومان دادن و شما بیشتر فروختی شروع می کنن به زیراب زنی که فلانی قیمتش این نیست و گرون داده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اما در مورد این قضیه که داشتم تعریف می کردم ماجرا این شد که گفتم ببخشید من این قیمت کار نمی کنم و لطفا ترانه های منو بدین پیک بیاره ولی طرف که خیلی هم دلم می خواد اسمش رو بیارم ولی به علت شخصیت کاری این کار رو نمی کنم احتمالا به دلیل نداشتن فرهنگ خانوادگی و تشخص کاری ترانه هامو که پس نداد هیچ بلکه با کمال وقاحت ملودی ای که روی یکی از ترانه هام گذاشته بود رو داد به شخص دیگه ای که ترانه ارزون تری روش بنویسه در حالی که اون فضای ملودیک رو از ترانه من وام گرفته بود و نباید چنین کاری می کرد بدتر اینکه  ترانه منو هم در اختیار دیگری قرار می ده که بدونه تو چه حال و هوایی بنویسه البته کار بدتر از همه اینها که این روزها اکثر نا خواننده ها و نا آهنگسازان یاد گرفتن اینه که چون خودشون قدرت انتخاب و ثبات فکری در انتخاب ترانه ندارن کارت رو پیش دیگرون زیر ِ سوال می برن و می گن مثلا ما با ترانه های افشین مقدم حال نمی کنیم و یادشون می ره قبل از اینکه قیمت و بگی چه به به و چه چهی می کردن البته از این موارد زیاد برام پیش اومده که دیگه تا حدی زرنگ شدم و ترانه در اختیار کسی قرار نمی دم سعی می کنم تا اونجایی که امکان داره طرف همون موقع با من قرارداد ببنده اما مسئله دیگه ای که اتفاق افتاده بود اعتمادی بود که به بعضی از افراد ریش سفید این حرفه کردم یکی از استادان آهنگسازی از من در خواست ترانه کرد خودش یه قرارداد توپ با خواننده بسته بود پولش رو هم گرفته بود منو دعوت کرد خونه ش گفت ترانه بخون من هم شروع کردم به خوندن چند ترانه به من گفت بعد از اردلان سرفراز تو تنها کسی هستی که بعد از سالیان سال برای من من انقدر ترانه های قشنگ خوندی و آقا ما می خوایم فول آلبوم با تو کار کنیم ( که البته بعد فهمیدم این حرف و به چند نفر دیگه هم زده بود شاید فکرکرد هنوز تو دهه پنجاه زندگی می کنه و می تونه ترانه سرایی مثه منو با این حرفا خام کنه ) که من گفتم نه استاد به من اجازه بدید نهایتا ۲ ترانه با شما کار کنم چون کس دیگه ای منو به شما و این خواننده معرفی کرده نمی خوام فکر کنن که من خواننده رو غر زدم و از دوست ترانه سرای ماهم استفاده کنید ...! گفت نه آقا ما دنبال شعر خوب هستیم همه رو با شما می خوایم کار کنیم حالا نمی دونم طرف نشئه بود! چی بود! فردا شد به معرف ما گفت راستش من تحت تاثیر خوندن افشین مقدم قرار گرفتم و جالب تر اینکه ترانه هایی که برای من خوند توی کارهایی که پیشم گذاشت نیست !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نمی دونم شاید منظورش این بود که من ترانه های خودم رو کف رفتم ! مثل اینکه تو این حرفه نباید با کسی رو بازی کرد، من چون قلبا این آهنگساز رو بخاطر فعالیت مثبتش دوست داشتم و هنوز هم دارم و از اونجایی که دوست خواننده ای می خواست با ایشون کار کنه تماس گرفتم و در ضمن مطرح کردن اون قضیه گفتم راستی ترانه هام چی شد گفت افشین جان تو باید یه بار دیگه بیای و برامون ترانه بخونی من از بین اینها کاری رو انتخاب نکردم گفتم باشه استاد من زنگ زدم که بگم لطفا ۳ ترانه فلان و فلان را کار نکنید که واگذار کردم یهو دیدم استاد لحنش عوض شد: البته من موافق این ترانه نبودم ولی خواننده دوست داره من نمی خوام اختلافی پیش بیاد که فهمیدم داشت بلوف می زد استاد فکر کرد اگه به من بگه این ترانه ها خوب نیست من ترانه های به قول خودش زیر خاکی مو رو می کنم که من هم دستش رو خوندم گفتم ببخشید من همون چند ترانه رو که پیشتون هست و پیشنهاد می کنم و ترانه دیگه ای ندارم و چون خواننده بعد از چند روز به من خبر نداد ۳تاش رو واگذار کردم یهو دیدم استاد رفت تو ادبیات لمپنی ، گفتن من خواهر و مادر ِ مرکز موسیقی رو فلان کنم که باعث شدن جوونی مثه تو با من اینجوری حرف بزنه !!!!!!!!!!!!!!! حالا سوال من از استاد عزیزم اینه که اگه ترانه ها خوب نبودن چرا باید از واگذاریشون به دیگری تا این حد دلخور بشن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ می دونین چرا ؟ چون رو یه کدوم ازترانه ها ملودی گذاشته بودن ولی به من نگفتن تا تعهد مالی خواننده رو به تاخیر بندازن، به من نگفتن شاید فکر کردن من فقط عشق کار کردنم الان می شینم شب و روز براشون ترانه می نویسم تا بلکه فقط یکیش تو آلبوم استاد قرار بگیره و به اصطلاح حرفه ای از من ترانه های بهتری بیرون بکشن باز هم خدا رو شکر که سبک ترانه سراییم جوریه که محاله ترانه ای از من روی زمین بمونه، و حتی در پاره ای از موارد ۲ یا ۳ نفر روی یک ترانه م ملودی می ذارن به قول فرید زولاند روزی که از کارم استقبال نشه و ترانه هام خاک بخورن این حرفه رو می بوسم و می ذارم کنار ...

درخت

 

 درخت ۱

 موریانه هایتان جویده گوشت ِ مرا آدمها 

عاقبت شدم به یک جذام ِ خشک مبتلا آدمها

 باد کرده پوستم از آفت ِ سیاه ، اکسیژن نیست

نیش می زند نفس ، چه زهر دارد این هوا آدمها

 غرق شد زلال ِ جوی ِ آب در رسوب ها، خشک شدم

خود چگونه زیست می کنید در زباله ها؟ آدمها

 شرم می کنم از آینه، مرا به من نشان داد ای وای

صورتم در اولین بهار پیر شد چرا آدمها ؟

 برگ های من سقوط می کنند از فراز ِ شاخه

کیف ، می کنید از شکستنم به زیر ِ پا آدمها

 سبز نیست، فکر می کنم که تیر خورده سایه سارم

عمر ِ من به هیچ آشیانه ی پرنده ها، آدمها !

 اسمتان به یادگار، مهر می شود براندام ِ من

زنده زنده پوست می کنید یک درخت را آدمها

 خواب دیده ام تبر زنان به جنگ ِ ریشه ام می آیند 

کاش می رسید میوه ام به نوبر ِ شما آدمها . . .

 

۱- این غزل در یک وزن بسیار کم کاربرد در ۵ رکن و ۱۸ هجا سروده شده است من تا کنون غزلی در این وزن

نخوانده ام (فاعلاتو ، فاعلاتو،فاعلاتو،فاعلاتن،فع لن )                                                         

  

 

 

جشنواره سازمان ملل متحد برای حمایت از کودکان بی سرپرست از ۱۷ تا ۲۲ آبان ۸۷ در تالار وزارت کشور

علیرضا عصار و فواد حجازی پس از ۴ سال مجددا با هم بر روی استیج خواهند رفت و امیدواریم این آغاز با شکوهی برای همکاریهای بهتر و بهتر این دو هنرمند خوب باشد می توانید اخبار کامل تر و مراکز فروش بلیط را از سایت طرفداران ایشان که  آدرسش در قسمت پیوندهای همین وبلاگ درج شده است پی گیری کنید

خرسای قطبی

 

خرسای قطبی

امشبم با یادت می خوابم                               بی قصه، بی تخت و بی بالش

مثل ِ موج از دریا تا ساحل                            می رسم به اوج ِ آرامش

امشبم با یادت می خوابم                              هر قرن و یک لحظه می بینم

دوری تو نزدیکی، باتو من...                         پا می شم، راه می رم، می شینم

رو میز ِ صبحونه یک فنجون                          بیشتر از یکنفر می ذارم

سهم ِ من چای ِ تلخ، واسه تو                         شیر ِ داغ با شکر می یارم

سنگی از نون ِ سنگک بردار                        گل یا پوچ بازی کن روبروم

تودست چپت زندگیمه                                   تودست راستتم آرزوم 

تا باد سردی از در اومد                                آغوشم رو دورت  پیچیدم

تو رویام تو زیر ِ بارونی                              چتر و به دست ِ دیگه م می دم

تو نیستی، اما من بایادت                               تو سفر، تو سلوک، توی سیر

من به چشمای تو قاب ِ عکس                        صب بخیر می گم و شب بخیر

دور از من نیستی تو، اینجایی                         روی مبل ، روبروم ، لم دادی

حالت امروز زیاد خوش نبود                          یا به من عشق تو کم دادی؟!

بی حالم وقتی که بی حالی                             ناگزیر می شم از تقدیرت

خرسای قطبی هم می خوابن                           وقتی یخ می بنده تصویرت

من کی ام سکان ِ کشتی رو                           از دست ِ نا خدا بگیرم

جاتو با هر بتی پر کنم                                من خودم بی خدا می میرم

امشبم بایادت می خوابم ...

 

          

حذف

 

با تشکر از دوستانی که نسبت به ترانه طالع نحس ابراز لطف کردند، به پیشنهاد یکی از دوستان عمیق این پست فعلا حذف می شود ...

 

 

وبلاگ 360

 

 

قابل توجه دوستان :

وبلاگ ۳۶۰ با ترانه شک (آرژانتین به روز شد)  روی آدرس زیر کلیک کنید

http://blog.360.yahoo.com/blog-j58ajxk8dKFBh_twgj4.oc.9xW97P_Kz;_ylt=Av3HClTkE3gQD0_lphYfmQzmAOJ3